ميرزا حسن حسينى فسايى

423

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

از آن موكب همايون از سبزوار كوچ بر كوچ كرده روز چهارم ماه ذى الحجه همين سال نزول اجلال به دار السلطنه قزوين فرمود « 1 » بعد از حركت موكب و الا ، از مشهد مقدس ، مرشد قلى - سلطان استاجلو ، از قلعه تربت به مشهد مقدس آمده ، شهر را تصرف نمود و سكه و خطبه را به نام نامى حضرت ظل اللّه شاه عباس قرار داد و حقيقت حال را به دار السلطنه هرات معروض داشته و حضرت شاه عباس فرمان حكومت آن نواحى را با خلعت فاخر و لقب خانى براى او فرستاده او را مرشد قلى خان گفتند و تمامى الكاى خراسان از حد دامغان تا سيستان و هرات در تصرف اولياى دولت شاه عباس درآمد « 2 » . حضرت شاه سلطان محمد ، عيد نوروز سنه پيچين‌ئيل سال 992 كه در روز هشتم ماه ربيع - الاول بود در دار السلطنه قزوين گذرانيد . در ماه شوال همين سال [ 992 ] : موكب و الا ، وارد شهر تبريز گرديد و زمستان اين سال را در دار السلطنه تبريز قشلاق فرمود « 3 » . عيد نوروز سنه تخاقوىئيل در روز نوزدهم ماه ربيع الاول سال 993 : اتفاق افتاد و حضرت شاه سلطان محمد در شهر تبريز به عيش و شادمانى گذرانيد . و در ماه رجب همين سال [ 993 ] : اردوى كيوان‌پوى ، از شهر تبريز به ييلاق اشكنبر ، نهضت فرمود بعد از يك ماه توقف موكب و الا ، در كنار رود ارس فرود آمد و بعد از سه روز توقف ، كوچ كرده در منزل ساغرى بلاغى كه از اين تاريخ ، به حمزه بلاغى مشهور شد ، نزول اجلال كرده ، كه خبر اردوى رومى به مسامع جلال رسانيدند كه معادل صد و پنجاه هزار سپاه ، از ممالك اناطولى و شام و حلب و دياربكر ، به سردارى عثمان پاشا « 4 » ، از ، ارزنة الروم براى تسخير آذربايجان حركت كرده‌اند و موكب و الا عزيمت نخجوان فرمود و خبر رسيد كه عثمان پاشا در مرند نزول نمود و بسرعت قاصد دار السلطنه تبريز است و نواب شاهزاده سلطان حمزه ميرزا با جماعتى از جوانان قزلباش ، به استقبال سپاه رومى ، شتافتند و كارى از پيش نبردند و سپاه روم و عثمان پاشا ، به دار السلطنه تبريز رسيده ، شهر را بعد از پنج شش روز محاصره ، مسخر نمودند ، مساجد و عمارات عاليه را خراب كرده و اموال اهل شهر را به غارت بردند « 5 » و بعد از سه روز ، مردمان تبريز را ، امان دادند ، پس در خيال ساختن قلعه مستحكم براى خود افتاده ، تمامت شتر و استر و الاغ اردو « 6 » به نوبت بناى سنگ و آجر آوردن و آنچه از لوازم قلعه ساختن است گذاشتند و سنگهاى مزار قبرستان سرخاب و چرنداب كه هر يك به قيمتى اعلى ، ترتيب يافته بود ، براى ديوار قلعه آوردند و روزى ده پانزده هزار نفر عمله و بنا مشغول ساختن قلعه بودند و در مدت چهارده روز حصار آن قلعه را به انجام رسانيده ، آن را « ينگى قلعه » « 7 » گفتند و موكب شاه سلطان محمد در سهند كه

--> ( 1 ) . ر ك : نقاوة الآثار ، ص 152 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 292 . ( 2 ) . ر ك : نقاوة الآثار ، ص 153 ، همانجا ، ج 1 ، ص 295 . ( 3 ) . ر ك : همانجا ، ج 1 ، ص 296 . ( 4 ) . ر ك : همانجا ، ج 1 ، ص 305 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 222 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 310 ، نقاوة الآثار ، ص 170 . ( 6 ) . در متن : ( اردو را ) . ( 7 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 310 . در روضة الصفا ، ج 8 ، ص 224 : ( ينكى قلعه ) .